خرید بک لینک

فضای شهرمدینه دوباره روحانی است

نماز پنجره هایش چقدر عرفانی است

مگر چه عید بزرگی رسیده که امشب

در آسمان و فلک جشن نور افشانی است

عجب شبی ! همه جا ریسه بسته جبرائیل

عجب شبی ! همه ی کهکشان چراغانی است

ولیمه می دهد امشب پیمبر رحمت

چقدر سفره ی این بزم پهن و طولانی است !

فرشته ها سرشان گرم رقص و...؛ میکائیل

به فکر پخت و پز ِ سوروساتِ مهمانی است

درون سفره مِی ناب و ساغر آوردند

کلیم و خضر دلی از عزا در آوردند

ستاره ها همه بی تاب دیدن داماد

گرفته اند حسودان کور دل غمباد

وضو گرفته و با احترام باید گفت:

-جناب حضرت داماد ، شاخه ی شمشاد-

تمام آینه های مدینه غش کردند

نگاه فاطمه تا در نگاه شان افتاد

کلید باغ جنان را خدا مراسم عقد

به این عروس سر ِ سفره زیر لفظی داد

ترانه ی لب داوود خوش صدا این است:

علی و فاطمه پیوندتان مبارک باد

خدا به حور و ملک گفت تا که دف بزنند

بس است گفتن تسبیح و ذکر، کف بزنند

برچسب: اشعار,ازدواج,وفاطمه, نویسنده: سینا صفری تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:28

صفحه بندی